پنجشنبه، تیر ۳

اتاق من پر از تابستان است. پر از وعده‏های کیف آور و  اتفاقات مسحورکننده. پر از ظهرهای جزغاله و خیالی موهوم، که در همه چیز موج می‏زند. پر از ماگ‏های آب و گرمای چهل درجه. پر از باریکه‏های نور و پچ‏پچ‏های گاه و بی‏گاه. پر از بالشت‏های نرم و ملافه‏های چروک. پر از چرت‏های مقطعی و کتاب‏هایی که هر نیم‏ساعت یک‏بار ورق می‏خورد. پر از خواب‏های ماورائی، بی‏که صدای اضافه‏ای به گوش برسد. پر از تب آهنگ‏های سلکشن و بوسه‏های داغ. پر از رخوت و رخوت و رخوت...

................

   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

sucscribe to rss