پنجشنبه، دی ۳

عصرهای پنجشنبه جان میدهد برای دور هم جمع شدنهای دوستانه. آخر هفته هایی که میشه با اون اکیپ سه چهار نفری دور هم جمع شد؛ خوش بود و به هیچ چیز دیگه جز اون حس رفاقتی که تو هواست فکر نکرد. اصلن عصرهای پنجشنبه رو ساختن برای اینکه شال و کلاه کرد؛ از خونه بیرون زد و سنگفرشهای جلفا رو  برای رسیدن به کافه آساره طی کرد. بعد پشت یکی از میزهای دنج، فارغ از تمام روزمرگیها روی صندلی لم داد؛ گپ زد؛ لبخندهای مبسوط تحویل هم داد و پکهای جانانه به سیگار زد. آرام و عمیق...

................

   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

sucscribe to rss