پنجشنبه، آبان ۱۴


ما آدمهایی هستیم که یک ماه تمرین رو کنار میذاریم. بعد، با یک حرکت خود جوش به خودمون میایم و بدون رزرو قبلی، میریم سالن بولینگ. بعد یک ساعت توی سر و کله ی هم میزنیم؛ بی وقفه بازی میکنیم و با هر پرتاب، انگشتای دستی که مچ بند سبز روش بستیم رو، به نشونه ی وی بالا می بریم و چشم خره ی فن های اونجا رو هم نادیده میگیریم. بعد که همه از هم جدا شدیم و به تنهایی خودمون برگشتیم، سعی میکنیم نه به این روزهای ناطور فکر کنیم و نه به گرفتگی عضلاتمون. اونوقت لحاف رو تا چونه بالا میاریم؛ خمیازه ای میکشیم و زیر لب زمزمه میکنیم "چه روز خوبی بود".
- از سری پستهای " آدمهایی که ما باشیم".

................

   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

sucscribe to rss