یکشنبه، اردیبهشت ۲۷

روزهایی که خدا سندش را شش دانگ بنام من و تو زده. آخر هفته های پر از بوق و دود و ترافیک. روزهای گرمی که از دست نور خورشید حتا زیر سایه ی درختهای مو که از دیوار خونه ها سرک کشیدن بیرون، خلاصی نداری. روزهای پنکه شارژی، تاپ های رنگ رنگی، ستهای مارک، ژورنالهای فشن و ماگهای بلور تگری؛ روزهای لبریز از من و تو های اوریجینال. کفشهایم را دم در جفت کرده ام، آماده ی آماده... چمدان به کارم نمی آید؛ من تمام زندگیم توی همین بقچه جا می گیرد.

................

   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

sucscribe to rss